پیامک استرس

پنل پیامک

 

استرس وضعیتی است كه در آن فرد گرفتار مشكلی شده است كه فراتر از توانایی های معمولی وی برای سازگاری با آن می باشد. با پنل پیامک می توانید برای کسی که عاشقش هستید پیامک بیقراری ارسال کنید.

 

قرارمان فقط یک مانیتور کوچک بود

اما اکنون قلبم ببین که با هر آف شدنت

چگونه بی قرار آمدنت می شود.

 

 

ته فنجان قهوه ام

کف دستم

یا پیشانی ام را ببین

چیزی نمی بینی؟

مثلا خطی

حرفی

یا چیزی که بتوان تو را

به من نسبت داد.

 

 

نانوشته هایم بسیارند

مثل بی قراری هایم

من سکوتم را فریاد می کشم

آخر این آشوب درونم مرا می کشد.

 

 


پنل پیامک روش ارسال پیام های شما را آسان کرده است.


 

 

هیچ چیز دلنشین تر از این نیست

که مدام نامت را صدا بزنم

با یک علامت سوال

و تو با حوصله جواب بدهی جون دلم.

 

 

حوا که بغض کند

حتی خدا هم اگر سیب بیاورد

چیزی بجز آغوش آدم آرامش نمی کند.

 

 

معجزه‌ها با باد رفته ‌اند

و چشمانی که چشم مرا گرفت

همیشه در حاشیه‌ ی آینه جا ماند

و پشت پنجره چقدر نیامد

آنکه قرار بود.

 

 

همه ی کارهایت را بخشیدم جز آن تردید آخر هنگام رفتنت

که هنوز مرا به برگشتنت امیدوار نگه داشته.

 

 

چقدر کم توقع شده ام

نه آغوشت را می خواهم نه یک بوسه نه دیگر بودنت را

همین که بیایی و از کنارم رد شوی کافیست

مرا به آرامش می رساند

حتی اصطحکاک سایه هایمان کافیست.

 

 

چه آشوب می شود دلم

وقتی که در چشم دیگران

اینگونه شیرین می شوی.

 

 

دلم چه کودکانه بهانه ی تو را می گیرد

اما تو بزرگانه به دل نگیر

فقط بگو: کودک است نمی فهمد.

 

 

بهانه گیر زبان نفهم

دلم را می گویم

آخر تو را از کجا برایش بیاورم.

 

 

چقدر صدای تیک تاک ساعت دلخراش است

وقتی تو یک ثانیه هم در کنارم نیستی.

 

 

نشستم من دمی در خواب باتو

کنار چشمه مهتاب با تو

مگر تاب و توانم برده بودی

که بودم لحظه ای بی تاب بی تو.

 

 

 

گفته بودی پاییز که تمام شود

به سراغ رویاهایم می آیی

تا دلت را پیشکش عاشقانه هایم کنی

من جوجه هایم را شمرده ام

ببین تو نیامدی.

 

 

در جمع من و این بغض بی قرار

جای تو خالی است.

 

 

بیا قدم بزنیم

من با  تـو

تو با هر که دلت خواست

فقط بیـا قدم بزنیم

اصلا بیا و بگذار

سایه ات باشـم

سایه که آزار ندارد

دارد؟

 

 

مهم نیست عمر کوتاه باشد یا بلند

مهم نفس هایی ست که با تو کوتاه و بی تو بلند کشیده می شود.

 

 

حال من خوب است

اما عالی می شوم وقتی که تو با نگرانی

در آغوشم می گیری و می گویی:

نه عزیزم تو خوب نیستی.

 

 

شب که می شود

نبودن هایت را زیر بالشتم می گذارم

و شجاعتم را زیر سوال می برم

دوام می آورم تا فردا.

 

 

می گویند هر سن و سالی که داشته باشی

اگر کسی نباشد

که با یادش

چشمانت

از شادی یا غم پر اشک شود

هرگز زندگی نکرده ای

و من این روزها

زندگی می کنم.

 

 

وقتی تو نیستی

شادی کلام نامفهومی است

و  دوستت می ‌دارم  رازی‌ است

که در میان حنجره‌ ام دق می ‌کند

و من چگونه بی‌ تو نگیرد دلم

اینجا که ساعت و آیینه و هوا به تو معتادند.

اگر سوال یا نظری دارید با ما درمیان بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *